طراحی تکه های پولک ها صرفاً ترکیب تصادفی پولک ها نیست، بلکه از طریق اثرات ترکیبی خواص مواد و روانشناسی بصری، آرایش ارگانیک تغییرات نور و سایه و لایه های فضایی به پارچه های ایستا یک زندگی بصری پر جنب و جوش می دهد. اصول آن را می توان از چهار سطح درک کرد: اپتیک مواد، ساخت مورفولوژیکی، منطق چیدمان و رزونانس زمینه. این عوامل مجموعاً شدت لرزش پچ، حس لایهبندی و تأثیر احساسی را تعیین میکنند.
اپتیک مواد پایه فیزیکی طراحی است. پولکها اغلب از فیلمهای پلاستیکی شفاف یا رنگی، فیلمهای آلومینیومی و تعداد کمی تکههای کریستالی استفاده میکنند. سطوح این مواد می توانند نور فرودی را از زوایای مختلف منعکس کنند و در صورت مشاهده از زوایای مختلف، تغییراتی در روشنایی و رنگ نشان دهند. هنگامی که نور بر روی وصله می تابد، مقداری به طور خاص منعکس می شود تا نقاط برجسته را تشکیل دهد، در حالی که برخی وارد فضای داخلی می شوند، تحت شکست و پراکندگی قرار می گیرند و سپس دوباره- ظاهر می شوند و هاله ای نرم ایجاد می کنند. هرچه لکه صاف تر و لایه بازتابنده یکنواخت تر باشد، اثر نور متمرکز تر و روشن تر است. ریزساختارها یا درمانهای وجهی میتوانند پرتو نور را پخش کنند و ستارهها یا لکههای نوری مبهم ایجاد کنند. طراح مواد و عملیات سطح را بر این اساس انتخاب می کند تا با وضوح سرد یا درخشش گرم مطابقت داشته باشد.
فرم و ساختار به وصله ها سه بعدی-و ریتم ملموسی می بخشد. پولک های با شکل های مختلف وقتی با هم ترکیب می شوند، سطح پارچه را می شکنند. پولکهای دایرهای به نرمی و تداوم تمایل دارند، پولکهای مربعی{2} و ستارهدار بر نظم هندسی و حس قدرت تأکید دارند، در حالی که پولکهای با شکل نامنظم آزادی و بازیگوشی را معرفی میکنند. تفاوتهای اندازه از نظر بصری لایههایی از پولکهای دور و نزدیک را ایجاد میکنند، پولکهای بزرگ به احتمال زیاد چشم را در حرکت جذب میکنند، در حالی که پولکهای کوچک، مانند لکههای کوچک نور، ظرافت را غنی میکنند. چیدمان اشکال مختلف بر اساس قوانین خاص میتواند یک تسکین-مثل میکرو-توپوگرافی بر روی یک پایه-دوبعدی ایجاد کند، که به نور و سایه اجازه میدهد تا هنگام حرکت بدن یا جسم، جلوهای روان و دراماتیک ایجاد کند.
منطق چیدمان برای تعادل بصری و راهنمایی کلی بسیار مهم است. طراحی از اصل چگالی و پراکندگی پیروی می کند. مناطق متراکم نقاط کانونی و نقطه اوج ایجاد می کنند، در حالی که مناطق خالی به چشم اجازه تنفس می دهند. متناوب بین این دو از خستگی خیره کننده جلوگیری می کند. محور و ریتم تکراری به بیننده کمک می کند تا نظم را در میان دنباله های پیچیده درک کند. به عنوان مثال، آرایش های خطی در امتداد سجاف یا حرکت راهنمای خط شانه، در حالی که چیدمان های شعاعی حضور الگوی مرکزی را تقویت می کنند. چیدمان گرادیان رنگ ها و شدت بازتاب به طرز ظریفی چشم را هدایت می کند و به زیبایی ساختاری دکوراسیون و لباس اجازه می دهد یکدیگر را تکمیل کنند.
طنین متنی بسط احساسی اصل طراحی است. سناریوهای مختلف استفاده، تقاضاهای متفاوتی را برای جلوهها و فرمهای نور ایجاد میکنند. قطعات بزرگ{2}}با قابلیت بازتاب بالا برای محیط روشنایی قوی صحنه مناسب هستند تا وضوح طرح کلی را افزایش دهند. قطعات کوچک تا متوسط{3}}و رنگ های ملایم را می توان برای پوشیدن روزمره انتخاب کرد تا ظرافت را حفظ کند. و لباسهای قومی یا مضمونی میتوانند تصاویر فرهنگی را از طریق اشکال و طرحهای رنگی خاص منتقل کنند. این اصل در اینجا به یک استراتژی رسا تبدیل می شود که با هویت پوشنده و فضای مناسبت همسو می شود و تکه های پولکی را نه تنها تزئینات، بلکه نمادهای بصری روایی نیز می سازد.
تکه های پولک بر اساس اصول ساخت بصری نور و سایه و ساختار، درخشش فیزیکی مواد و ریتم فضایی فرم را در یک منطق زیبایی شناختی محسوس می بافند و به هر تزیین این امکان را می دهند که داستان بصری منحصر به فردی را در گفتگوی بین نور و فرم بیان کند.
